بسیج فرهنگیان ناحیه دو یزد

 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

آخرين نوشته ها

 

نويسندگان

 

دوستان

 

آرشيو مطالب



استفاده از اروغن اسطوخودوس برای رفع خستگی و آرامش
استفاده از این روغن برای رفع خستگی و آرامش

برای رفع خستگی و آرامش از این روغن استفاده کنید

علاوه بر خستگی در درمان بیماری‌های سینه و سرفه و معالجه زکام موثر است، ...

 

برای برطرف کردن بوهای نامتناسب در منزل چند قطره روغن اسطوخودوس را در آب ریخته و بگذارید به آرامی بجوشد عطر مطبوعی را در هوا پخش می‌کند.

اسطوخودوس (Lavandula) گیاهی است چند ساله به ارتفاع حدود نیم متر با برگ‌های متقابل، باریک، دراز سبز رنگ و پوشیده از کرک‌های سفید پنبه‌ای.

گل‌های آن به رنگ بنفش و به صورت سنبله می‌باشد. قسمت مورد استفاده این گیاه، گل‌ها و سرشاخه‌های گلدار آن است. اسطوخودوس بوی بسیار مطبوعی دارد. طعم آن تلخ است و به علت بوی مطبوع آن در عطرسازی مصرف می‌شود. اسانس اسطوخودوس که از تقطیر گل و سرشاخه‌های گلدار این گیاه بدست می‌آید مایعی است زرد رنگ یا زرد مایل به سبز که دارای بوی مطبوعی است.

خواص دارویی اسطوخودوس؛

برای رفع خستگی و آرامش چند قطره روغن اسطوخودوس را در وان آب گرم ریخته و برای مدت یک ربع ساعت در آن دراز بکشید، گرفتگی‌ها را باز می‌کند، مقوی معده است، ادرارآور می‌باشد، معرق است و تب را پایین می‌آورد.

اسطوخودوس صفرا‌بر بوده و کبد را به کار می‌اندازد و بیماری‌های کبدی را برطرف می‌کند، ضد تشنج است، برای تقویت عمومی بدن خوب است، کرم‌های معده و روده را از بین می‌برد‌، بیماری‌های سینه و سرفه را برطرف می‌کند. در معالجه زکام موثر است، می‌توان از آن به عنوان مسهل و تمیز کننده استفاده کرد، برای رفع بیماری‌های مجاری ادرار مفید است.

برای برطرف کردن رعشه و سرگیجه حدود 5 گرم از پودر آن را با عسل مخلوط کرده و هر شب بخورید، برای رفع فراموشی و تقویت حافظه از دم کرده اسطوخودوس استفاده کنید، برای رفع بی‌خوابی یک قطره از روغن اسطوخودوس را روی یک تکه پنبه بچکانید و آن را داخل بالش خود قرار دهید خواب مطبوعی برای شما می‌آورد، برای برطرف کردن غم و اندوه هر روز دم کرده اسطوخودوس بنوشید.

اگر دست و پای شما خواب می‌رود از این گیاه استفاده کنید، برای پیشگیری از آب آوردن بدن، دم کرده اسطوخودوس بنوشید، زردی را برطرف می‌کند، برای رفع حالت تهوع و سرگیجه مفید است.

سردرد و سردردهای یکطرفه را درمان می‌کند، برای معالجه ضعف اعصاب مفید است، تپش قلب را از بین می‌برد، آسم را برطرف می‌کند، برای برطرف کرده سوء هاضمه یک قطره اسانس اسطوخودوس را در یک لیوان آب نیم گرم ریخته و یا یک فنجان از دم کرده آن را بنوشید.

اسطوخودوس درمان کننده رماتیسم، آرتروز و نقرس است. برای این منظور کمپرس آن را بر روی عضو مورد نظر بگذارید و یا اینکه دو قطره روغن آن را با یک قاشق روغن بادام و یا روغن زیتون مخلوط کرده و عضو دردناک را با آن ماساژ دهید، زخم‌های کهنه را با مالیدن اسانس اسطوخودوس که در الکل حل کرده‌اید برطرف کنید.

برای درمان بیماری‌های ریوی 2 تا 3 قطره روغن اسطوخودوس را با یک قاشق غذاخوری روغن بادام و یا روغن زیتون مخلوط کرده و سینه و پشت بیمار را ماساژ دهید، مالیدن پماد اسطوخودوس زخم‌ها را ضدعفونی کرده و التیام می‌بخشد.

برای برطرف کردن بوهای نامتناسب در منزل چند قطره روغن اسطوخودوس را در آب ریخته و بگذارید به آرامی بجوشد عطر مطبوعی را در هوا پخش می‌کند، برای رفع بی‌خوابی یک قاشق چایخوری پودر اسطوخودوس را با یک قاشق چایخوری پودر سنبل‌الطیب مخلوط کرده و در یک لیوان آبجوش ریخته و به مدت 10 دقیقه دم کنید. این دم کرده را یک ساعت قبل از رفتن به رختخواب میل کنید تا بی‌خوابی شما برطرف شود.

دم کرده اسطوخودوس؛ حدود 5 گرم سرشاخه گلدار و یا گل این گیاه را در یک لیتر آبجوش ریخته و به مدت 10 دقیقه دم کنید. مقدار مصرف این دم کرده 4 - 3 فنجان در روز است.

کمپرس اسطوخودوس؛ 30 گرم گل و یا سرشاخه گلدار این گیاه را با یک لیتر آبجوش مخلوط کرده و به مدت 10 دقیقه دم کنید.

اسانس و روغن اسطوخودوس را می‌توانید از فروشگاه‌های گیاهان دارویی و یا برخی از داروخانه‌ها تهیه کنید برای مصرف یک قطره از آنرا با یک قاشق روغن بادام و یا روغن زیتون مخلوط کرده و برای ماساژ استفاده کنید و یا یک قطره آن را روی یک حبه قند و یا یک قاشق عسل مخلوط کرده بخورید.


۱۳٩٠/۱٠/۱٤ توسط حسین عارفی



علائم فتنه 90 هویدا می شود
علائم فتنه 90 هویدا می شود

«طراحی جدید آمریکایی ها احتمالاً از 50 روز قبل از انتخابات مجلس ایران کلید خواهد خورد و حتی گفته می شود مقامات آمریکایی مدل «سن پطرزبورگ : مسکو» را به چشم آزمایشی برای مدل مثلاً اصفهان : تهران می خواهند.»

هفته نامه «9 دی» با درج این خبر در تیتر اول خود از ابعاد سناریوی پیچیده امنیتی سیاسی دشمن پرده برداشت و ذیل عنوان «فتنه آینده» نوشت: «آمریکایی ها می خواهند با استفاده از عقبه خیانتکار اصلاح طلبان فتنه گر در ایران به همراه سیاه لشکری از گروه های تجزیه طلب و قومیت گرا و با یاری بی بصیرتی نامزدهایی که به رأی های طایفگی و قومیتی دل بسته اند، کد تقلب را به دور افتاده ترین شهرستان ها و حتی روستاها ببرند.»احتمال بروز چالش های امنیتی در انتخابات آینده علائم زیادی دارد که یکی از آنها اخباری از این دست می باشد که فتنه 90 را در قالب مدل روسی معرفی می کند، اما یک سری شواهد آن به رفتار انتخاباتی جریانات سیاسی مربوط می شود که به منظور رصد این گونه خبرها کافی است به تیترهای ریز و درشت روزنامه ها در این روزها نگاهی بیفکنید. برخی از علائم فتنه 90 عبارتند از:

1- اختلاف در جبهه اصولگرایان


«جبهه پایداری به جبهه متحد نمی پیوندد» تیتر اول «فرهنگ آشتی» (28آذر) به نقل از قاسم روانبخش عضو جبهه پایداری.


«جدایی کامل جبهه پایداری از جبهه متحد» روزنامه «قدس» (28آذر)


«جبهه پایداری در انتخابات رأی نمی آورد» «آرمان»(30 آذر) به نقل از احمد توکلی


«جبهه پایداری با پیروزی خسارت های زیادی به کشور می زند» «فرهنگ آشتی»(30 آذر) به نقل از احمد توکلی


«تاکنون تلاش های بزرگان اصولگرا برای پیوستن حامیان سابق دولت به لیست جبهه متحد، پاسخ درخوری دریافت نکرده است و هر دو گروه که داعیه پرچمداری از اصولگرایان را دارند به صورت موازی تلاش های خود را گسترش می دهند.» «ابتکار» (27 آذر) در ستون سرخط خبرها با عنوان «موازی کاری اصولگرایان در دو جبهه»


2- جریان انحرافی به دنبال دوقطبی سازی مصنوعی


«دوباره هاشمی رفسنجانی!» تیتر اول روزنامه «ایران» در روز اول هفته


«تحلیل رفتار سیاسی و قدرت گرایانه هاشمی رفسنجانی نشان می دهد که امروز نیز مانند سال 58 از حاشیه نشینی در حکومت و موثر نبودن در تصمیم گیری های اصلی کشور به ستوه آمده است.» سرمقاله روزنامه «ایران» در روز اول هفته به قلم جوانفکر «هاشمی عملاً قصد دارد همان پروژه قبل از انتخابات سال 88 را این بار با بهانه اینکه دولت و اطرافیانش منحرف شده اند در آستانه انتخابات مجلس نهم استارت بزند.» تیتر اول «شرق» به نقل از روزنامه «ایران» (یک شنبه 27 آذر)


«بازی انحرافیون با کارت سوخته هاشمی» گزارش جوان از سناریوی انتخاباتی جریان انحرافی (یک شنبه 27 آذر)


«وقتی جوانفکر هاشمی را مقصر می داند؟!» «آرمان» در تیتر اول (یک شنبه 27 آذر)


«جریان انحرافی و تاکتیک دو قطبی سازی» موضوع سرمقاله «تهران امروز» (یک شنبه 27 آذر)


«هاشمی سیبل جریان انحرافی» «آفتاب یزد»(29 آذر) به نقل از خورشیدی


3- تلاش جریان انحرافی برای حذف اصلاح طلبان به منظور جلوگیری از وحدت اصولگراها


«جریان انحرافی هیچ احساس رقابتی با اصلاح طلبان ندارد» «تهران امروز» (62 آذر) از قول محمد دهقان عضو هیئت رئیسه مجلس


«اصولگرایان انتخابات مجلس نهم را صحنه بازی خود می دانند، صحنه ای که امیدوارند در آن بی رقیب باشند و البته تمایل دارند قبای رقابت را اندازه تن اصلاح طلبان کنند و آن گونه رقابت دو قطبی را به هر گونه پذیرش قطب سومی در انتخابات ترجیح می دهند.» روزنامه «ایران» (29 آذر) در تیتر اول با عنوان «مرزبندی های جدید انتخاباتی»


4- شعار تحریم شورای هماهنگی اصلاح طلبان برای کمک به جریان انحرافی «حضور اصلاح طلبان موجب تضعیف جریان انحرافی می شود» «مردم سالاری» (یک شنبه 27 آذر) از قول سیدجلال یحیی زاده


«در صورتی که اصلاح طلبان بر تصمیم خود بر عدم ارائه لیست در انتخابات مصر باشند، قطعاً جریان انحرافی با شعارهای اصلاح طلبان در انتخابات حضور پیدا خواهند کرد.» «آفتاب یزد» (28آذر) در مطلبی با عنوان «سود غیبت اصلاح طلبان در حساب کیست؟»


«با توجه به تأیید شدن موضوع عدم ارائه لیست اصلاح طلبان در انتخابات زمزمه های ابتدایی برای حضور اصولگرایان در انتخابات با چند لیست مجزا شروع شده است. دیروز یکی از اعضای جبهه پایداری صریحاً اعلام کرد که اصولگرایان جبهه متحد رغبتی برای وحدت ندارند. همچنین یکی از اعضای جبهه متحد نیز تأکید کرد که جبهه پایداری می تواند در انتخابات لیست ارائه کند. بنابراین به نظر می رسد اصلاح طلبان در واقع با تصمیم خود در انتخابات، مجوز چند لیستی اصولگرایان را داده اند.» «آفتاب یزد» ذیل تیتر «مجوز چپ به راست برای ارائه چند لیست»


5- مخالفت گروه های اصلاح طلب با شعار تحریم انتخابات


«اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات تضمین می خواهند.» «اسرار» شنبه از قول یک عضو فراکسیون خط امام(ره)


«اصلاح طلبان حضور در انتخابات را تکلیف می دانند» «همبستگی» یک شنبه به نقل از سخنگوی فراکسیون خط امام(ره)


«جبهه اصلاحات باید حضوری گسترده در انتخابات مجلس نهم داشته باشد.» «همبستگی» یک شنبه به نقل از یک عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی


«شرکت نکردن اصلاح طلبان در انتخابات یک اشتباه تاریخی است.» تیتر اول «اسرار» (29 آذر) از قول صادق خرازی


«اصلاح طلبان با نظام قهر نکرده اند.» «مردم سالاری» (28آذر) از قول جهانگیری


«اصلاح طلبان برای ورود به انتخابات فرش قرمز نمی خواهند.» «فرهیختگان» (28آذر)


«در انتخابات شرکت می کنیم.» «وطن امروز»(29 آذر) از قول خاتمی


«حزب اسلامی کار لیست انتخاباتی می دهد.» «همبستگی» (30 آذر)


«حضور اصلاح طلبان در پوشش کارگزاران» «رسالت» (30 آذر) از قول سیدمرتضی نبوی


«اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس به همه شرایط تن می دهند.» «جوان» (26 آذر) به نقل از صفار هرندی


«دعوت فتنه گران به تحریم انتخابات اردوگاه اصلاح طلبان را به هم ریخت.» کیهان (29 آذر) «اصلاح طلبان در بلا تکلیفی خود ساخته» «سیاست روز» (یک شنبه 27 آذر)


۱۳٩٠/۱٠/۱٤ توسط حسین عارفی



زبان حال فرهنگی شهید

زبان حال فرهنگی شهید

نازنین یاری که جایش در دل است                  عاقبت این خسته دل را قاتل است

در رهش مردن بسی آسان ولی                      درد هجرانش کشیدن مشکل است

در فراقش بس که اشک از دیده  ریخت          در سر کویش دلم پا در گل است

آنکه دور از درد هجران مانده است                   گر جه عاقل باشد اما غافل است

بی وضوی خون نماز عاشقان                                 شک ندارم من نمازی باطل است

انکه جان بازد به میدان  شرف                              باز می گوید که جان ناقابل است

 

 


۱۳٩٠/۱٠/۱۳ توسط حسین عارفی



تشکیل واحد های موشکی ایران نا گفته های شهید طهرانی مقدم در باره

تشکیل واحد های موشکی ایران نا گفته های  شهید طهرانی مقدم در باره


شهید مقدم می گوید: وقتی که وارد جنگ شدم، ضعف آتش های پشتیبانی از نیروهای تکور و خطوطی که در اختیار سپاه بود را، به شدت احساس کردم و طرحی را به شهید حسن باقری دادم. مبنی بر این که ما از آتش های پشتیبانی که در اختیار داریم استفاده کنیم.

شرح : 

شهید حاج حسن طهرانی مقدم جزو اولین افرادی است که در سال های دفاع مقدس از نبوغ خود استفاده کرد و توانست خدمات شایانی را به سپاه اسلام ارائه دهد.

 آنچه پیش روی شماست گفتگوی منتشر نشده از آن شهید بزرگوار است که در سال 89 تهیه گردیده است . مصاحبه ای که تنها یک سوال داشت. این گفتگو در ویژه نامه ای که به مناسبت اربعین ایشان تهیه گردیده منتشر شده است.

*سردار از ناگفته های تشکیل توپخانه و موشکی در جمهوری اسلامی ایران برایمان بگو یید؟

 بسم ا...الرحمن الرحیم، اللهم صلی علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
 من بنا دارم در این جلسه راجع به مبانی و استراتژی و به قول برادر بزرگورامان در باره ناگفت ههای تاریخچه ی تشکیل فرماندهی موشکی در جمهوری اسلامی، مطالبی که به ذهنم م یرسد، خدمت شما عزیزان عرض کنم که خاطرات بچه هایی که تدوین شده رو تکمیل نماید. بنا براین مبنا، ذکر خاطره یا مسایل آنچه که بر موشکی گذشت، نیست. آن نقاطی که نقاط عطف هست، من بیشتر به آنها اشاره می کنم.
 یک مقدمه ای این بخش دارد که استراتژی و دکترین دفاعی سپاه در جنگ بر مبنای مأموریت و نیازمند یهای جنگ تعریف شده؛ مفهوم حرف این هست که ما نیامدیم قبل از تشکیل واحدها، استراتژی و دکترین تعریف کنیم، بر این مبنا چارت و تشکیلات سازمانی ایجاد کنیم، نیرو بگیریم آموزش بدهیم و برمبنای آن، استراتژی یک حرکت کلاسیک رو شروع کنیم. آن نیازهای جنگ، آن دکتری نها رو تعریف می کرده.
 دلیلش هم این بود که سپاه آمادگی شرکت در یک عملیات کلاسیک را نداشت، اصلاً مبنای سپاه این نبود. وقتی که عراق با کمک 46 کشور، مستقیم و غیرمستقیم، علیه جمهوری اسلامی، به منظور براندازی نظام مقدس وارد عمل شد مفهومش این بود که ما از همه ی توانمندی هایمان برای مقابله با این تهدیدات استفاده کنیم. مفهوم کاربردی دیگر، توانمندی کشور، سپاه بود. سپاهی که من یادم می باشد، برای این که چریک های فدایی خلق بتونن محبوبیت و مقبولیت مردمی ایجاد کنند، شعارنویسی و دیوارنویسی هاشون این بود که "سپاه را به سلاح سنگین مجهز کنید" هیچ وقت معنی این جمله یادم نمی رود.
 سلاح سنگین مفهومش این بود که، ما یک ارتش کلاسیک داشتیم که می بایستی از رزمندگان پشتیبانی نماید و سپاه هم خط شکن باشد و بتواند تهدیدات دشمن رو خنثی کند و خط را تثبیت کند و برای پدافند در اختیار ارتش قرار بده. پس نیازمند یهای سپاه درآفند تعریف می شد. عملیات های آفندی عمدتاً بر مبنای نیروهای تکور و سلاح هایی که رزمندگان با خودشون می تونستند بِبرند، تعریف می‌شد.
 سلاح های پشتیبانی کننده که در خطوط عقب تر از لجمن قرار می گرفت، مفهوم کاربردیش این بود که به عهده ی ارتش بود. چون سپاه بنا نداشت که واحدهاش رو سنگین کنه و آتش های پشتیبانی رو تأمین نماید. هواپیما و هلی کوپتر داشته باشد، تانک داشته باشد، سپاه باید سریع عمل می کرد، سریع جابجا می شد و از نیروهای کلاسیک جنگ که ارتش جمهوری اسلامی بود، برای حمایت ها و پشتیبانی های لازم در دوره ی جنگ و پدافند از خطوط فتح شده استفاده می برد.
 این صحبت ها مفهومش این می باشد که ما با آتش خیلی بیگانه بودیم. مفهومش این بود که در اختیار ارتش بود. پس به حول و قوه ی الهی، این هایی را که می گویم تشکیل موشکی است، خاطره نیست.
 وقتی که وارد جنگ شدم، ضعف آتش های پشتیبانی از نیروهای تکور و خطوطی که در اختیار سپاه بود را، به شدت احساس کردم و طرحی را به شهید حسن باقری دادم در سال 1360 که حدود پاییز 1360 بود. مبنی بر این که ما از آتش های پشتیبانی که در اختیار داریم،
 که عمدتاً انواع خمپاره اندازها بود از اینها بتوانیم در یک شبکه ی کلاسیک که امروزه به عنوان فرماندهی آتش های پشتیبانی یا مرکز تطبیق های آتش ازش نام می برند، که آتش هم دارای فرماندهی باشد و این طرحی را به شهید حسن باقری دادم که ما می توانیم از آتش های پشتیبانی مان درجبهه به صورت فرماندهی شده استفاده کنیم و مفهومش اینه که در قالب طرح
 توپخانه می تونیم آتش های خمپاره را، براش فرماندهی بگذاریم.
 شهید حسن باقری که از نوابغ جنگ و چهره ی بی بدیل و بدون جایگزین در جنگ ما بود، این مطلب را خیلی هوشمندانه گرفت و من دیدم یک مطلبی را نوشت، تایپ هم کرد از آقامحسن(رضایی) امضاء گرفت. گفت مقدم این حرفی را که زدی، برو اجرا کن.
 گفتم: من بروم اجرا کنم؟!
 گفت: مگه حرف نزدی؟ برو آتش های خمپارهی سپاه را سازماندهی کن.
 به چهار قرارگاه قدس، نصر، فجر و فتح. این چهار قرارگاه ما در جنوب بود. ابلاغ کرد که برادر حسن تهرانی مقدم برای ساماندهی آتش های پشتیبانی معرفی می شوند و همکاری لازم را با ایشان انجام بدهید. ما اینجا با برادر حسن شفیع زاده، این شهید بزرگ و با اقتدار و با صلابت، اینجا همراه شدیم و خمپاره اندازهای سپاه را سازماندهی کردیم و طرح فرماندهی آتش را در عملیات طریق القدس، در وقتی که عراق تصمیم گرفت که سوسنگر را و دهلاویه را از ما بازپس گیری کند و بتواند بستان را بگیرد، اوج اقتدار این فرماندهی آتش آنجا نمایان شد. یعنی ما تمام آتش های جنگ را، روی پل سابله متمرکز کردیم و فرماندهی آتش بر
 قرار شد و عراق روی پل سابله شکست، تانکش خورد، دو نیم شد. یک قسمی که متکی به رودخان هی نیسان بود، عقب نشینی کردند، یا به عبارتی فرار کردند، آن قسمتی هم که از پل سابله به سمت بستان بود، به اسارت جمهوری اسلامی در آمدند و حمله ی نهایی عراق شکست خورد. لذت فرماندهی آتش را برای اولین بار، سپاه در عملیات طریق القدس چشید. بعد از آن در عملیات فتح المبین هم از فرماندهی آتش های خمپاره استفاده کردیم.
 عملیا ت فتح المبین تمام شد، من در سپاه شوش گزارش را وقتی به آقارشید می دادم، دیدم آقارشید دارد می خندد، . شهید دکتر مجید بقایی، فرمانده سپاه شوش آ نجا حضور داشت. دیدم آقارشید با خنده میگه مقدم برو توپخانه ی سپاه را سازماندهی کن. برو سراغ توپخانه. گفتم: آقارشید ما داریم خمپاره را سازماندهی می کنیم.
 گفت: در عملیات فتح المبین اگر اشتباه نکنم، 184 قبضه توپ، انواع توپ های روسی به غنیمت سپاه دراومده بود. آن موقع 9 تا سپاه، تیپ داشت. گفت توبرو، تو آن توپ ها را بیاور سازماندهی کن و مأموریت جدید تو اینه و توی فروردین 1361 ، آقارحیم یک حکم
 مسئولیت، در واقع آتش های پشتیبانی سپاه را، در گلف اهواز، به من داد.
 همان فروردین 1361 بود که ما وارد فاز توپخانه شدیم. یعنی سپاه وارد توپخان هی کلاسیک شد. یعنی آتش های پشتیبانی کم کم داشت شکل خودش را در سپاه پیدا می کرد که ما با شهید بزرگوار، حسن شفیع زاده، اولین نفری بود که رفتم دنبالش بعد از فتح المبین از
 تیپ المهدی از شوش آوردمش پیش خودم. آقای محمد آقایی که از مسئولین توپخانه ی سپاه بودند و به انضمام شهید ناهیدی، این بچه های نخبه ی باهوش را ما جمع کردیم، توپخانه ی سپاه را تشکیل دادیم. سپاه دارای توپخانه شد.
 سپاه کم کم احساس می کرد برای عملیات هاش نیاز به آتش های پشتیبانی داره که برابر با طرح عملیات خودش، بتونه طرح ریزی نماید و یگان های رزمی خودش را پشتیبانی نماید.
 از آن زمان به بعد ضرورت ایجاد آتش های پشتیبانی برای رزمندگان بیشتر احساس می شد. به قسمتی که ما به تدریج توپخانه ها را سازماندهی کردیم و توپخانه ی سپاه تشکیل شد. مرکز تعمیر و نگهداری در گلف، در منطقه ی جنوب گلف تشکیل شد. مرکز آموزش را
 ما احداث کردیم و خود شهید شفیع زاده با این که از بنیانگذارهاش بود با سردار زهدی در اصفهان راه اندازی کردند. به تدریج شاهد توسعه ی مجموعه های فرماندهی قرارگاه های توپخانه در سپاه بودیم که ناگهان آقا رحیم پیشنهاد تشکیل موشکی را داد. پس متوجه می شویم آتش های پشتیبانی به تدریج از اساس خودش به بردهای بلندتر دسترسی پیدا می کرد.
 اما ماجرا چه بود؟ موشک به چه شکلی در جمهوری اسلامی ایران پدیدار شد؟ در زمان طاغوت، به شدت درخواست انواع راکت ها و موشک ها را از آمریکایی ها داشتتند. آمریکایی ها قبول نمی کردند که شاه را به موشک های زمین به زمین مجهز بکنند. من یادم می آید در اسنادی که ما در یکی از مقرهایمان، من داشتم مطالعه می کردم، سپهبد " میم باشیان " که مسئول تأمین اقلام عمده ی دفاعی شاه بود، بعد هم به " طوفانیان " واگذار کرد، بعد فرماندهی توپخانه ی شاه شد، من توی اسناد دیدم که درخواست کرده بود که حتی آمریکایی ها یک موشکی بنام " رادرسون " داشتند که یک راکت 60 کیلومتری بود و آمریکایی ها تلویحاً قبول کرده بودند که این راکت را بدهند. برای شاه اوج آرزویش بودکه دسترسی به یک راکت 60 کیلومتری پیدا کند، آن هم از تولیدات ایالات متحده.
 آمریکایی ها حاضر نبودند این سلاح را به ایران بِدهند و شاه استدلال می کرد که شوروی به دشمن اصلی ایران که عراق است موشک یا راکت فراگ 7 و موشک اسکاد بی را داده، تو حاضر نیستی به ما حتی یک راکت تاکتیکی 60 کیلومتری بدهی. من یادم است در آن
 اسناد که مطالعه کردیم، شاه برای این که در واقع عزم خودش را برای خواستش پافشاری کند، نشان بدهد، یک چرخش عجیبی می کند و می رود طرف روسها و سلاح های روسی خریداری می کند و نشان می دهد که اگر تو از من حمایت و پشتیبانی نکنی، من متکی
 می شم به روسها. الان بخشی از سلاحهای روسی که توی ارتش شاه می بینید مربوط به آن زمان هست مثل توپ 130 میلی متری و کاتیوشا که محصول، معاملات شاه با شوروی آن موقع، برای فشار آوردن به آمریکا برای گرفتن موشک های تاکتیکی زمین به زمین.
 مفهوم کاربردیش این است که ما با عراقی در حال جنگ بودیم که قبلاً به موشک های فراگ 7 و موشک اسکاد بی مجهز شده بود. مفهوم کاربردیش این بود که عراق برای فشار آوردن به عقبه های ما که جنگ ما، سبقه ی مردمی داشت و مردم از شهرهای ما می آمدند وارد جبهه می شدند، این شهرها را تحت فشار و خانواده ها را تحت فشار قرار بده که از سیل و گسیل
 نیروی انسانی از شهرها به جبهه و تقویت یگان های رزم سپاه به عنوان نیروهای بسیجی جلوگیری کند. بهترین حربه اش هم این بود که با شروع عملیات جنگ شهرها و آوردن فشار روی شهرها مانع از گسیل نیروهای مردم ما به خطوط بشه.
 طبیعی بود که بخشی را از هواپیماهای تهاجمی اش استفاده می کرد، بخشی هم از موشک های فراگ 7 و اسکاد بی. ولی، جمهوری اسلامی تحمل می کرد. تذکر می داد. اخطار می داد تا این که روزی امام تصمیم گرفتند که به سکوت شان در برابر تهاجمات وحشیانه و بی منطق عراق به شهرها پایان بدهند و یک روز من در قرارگاه بودم، به عنوان فرمانده توپخانه ی سپاه. به من اعلام شد که آماده باش که گلوله های هشدار دهنده ی منور روی بصره بزنی و با عملیات هماهنگی که ما با صدای برون مرزی جمهوری اسلامی که در منطقه ی اهواز بود، انجام می دادیم، اعلام به عراق می کنیم که این گلوله های هشداره و این گلوله های هشدار تبدیل به گلوله های جنگی خواهد شد و عراق باید به حملات، بر روی شهرهای ما پایان بده.
 این فکر می کنم درواقع 18 بهمن 62 ، اتفاق افتاد و من اومدم روی کالک امکان تیر را روی نقشه دیدم که توپخانه ی ما هم حتی بردش به بصره نمی رسه. مجبور شدم توپخانه را بیارم به خط اول در منطقه ی شمال شلمچه، توپخانه را مستقر کردیم. بخشی از گلوله های
 منور عراق هم که غنیمت گرفته بودیم را در اختیار داشتیم. رادیوی برون مرزی عربی ما شروع کرد به مارش و پیام به مردم عراق دادن و ما هم شروع کردیم به زدن گلوله ی منور روی بصره و نشوه. این اقدام، اقدام هشدار دهنده ی جدی نبود که عموم عراق را تهدید کند. بصره، شهر مرزی جنگی بود مثل اهواز ما و اگر هم چهار تا گلوله توش می افتاد خیلی به
 سیستم حکومتی بعث عراق فشار وارد نمی کرد. این طبیعی است که شهرهای جنگی در برابر گلوله قرار می گیرند. عقبه های عراق مهم بود تهدید شود که ما در آن موقع توانمند برای تهدید به عقبه های عراق نبودیم.
 ما یک سفری در تابستان سال 1363، با یک هیئت بلندپایه سپاه و وزارت سپاه در دعوتی و بازدیدی که از ارتش دو کشور داشتیم، رفتیم. مسئول هیئت آقای محسن رفیقدوست بود. آقارحیم هم به عنوان، درواقع ارشد فرماندهان، ایشان را یاری می کردند و از یگان های تخصصی هم فرماندهانشون حضور داشتند.
 بنده و شهید بزرگوار حسن شفیع زاده از توپخانه ی سپاه توی آن سفر عازم شدیم. اینجا آغاز فعالیت موشکی جمهوری اسلامی ایران بود.
 ما در سفر اول برای اولین بار راکت فراگ 7 و موشک اسکاد بی را در یکی از کشورهای خارجی دیدیم و در کشور دیگری هم مورد بازدید قرار گرفت. بنده هم دنبال فراگ 7 بودم که چه جوری فراگ 7 را وارد جمهوری اسلامی کنیم و تخیل دورم هم نمی رفت که وارد بحث موشک اسکاد شویم. گفتیم این نشدنی است. این موشک غول آسا و دست نیافتنی است ولی فراگ 7 را درخواست کنیم، آقای رفیقدوست از اینها بگیره و ما بتونیم عقبه ی 60 کیلومتری که شهرهای تعداد بی شماری را هم می تونست مورد هدف قرار بده، این را بتونیم از کشورهای
X و Y بگیریم و من هم خیلی اصرار می کردم که این کار بشه و برای همین حتی توضیحاتی که می دادند، یادداشت می کردم. حتی یک آموزش ابتدایی هم خودم توی همین توضیحات دیدم که اگه روزی این سلاح دست من افتاد خودم بتونم به کارش بگیرم. تا این حد دقیق شده بودم. ما وقتی برگشتیم، متوجه شدیم در آن سفر توافق شد کشور X آموزش به ما بدهند و کشور Y قرار شده موشک اسکاد بی را به جمهوری اسلامی بدهد و یک سایت "هاگ" هم از ما گرفت، یعنی گفت حالا اگر شما این را می گیرید این را هم به ما بدید. من سایت پدافند موشکی هاگ را توی حضور ذهن دارم که ایران به اینها یک سایت هاگ داد.
 من یک روز مهر سال 1363 توی مقر توپخانه بودم توی اهواز، آقارحیم من را خواست، گفت: آماده باش یک تیمی از فرماندهان و مسئولین توپخانه ی سپاه را آماده کن و اعزام بشید برای آموزش موشک اسکاد بی که متعجب گفتم: آقارحیم چی...اسکاد بی؟
 گفت: بله. شما بروید موشک را آموزش ببینید که اگر روزی ما این مجموعه را داشتیم شما بتوانید این مجموعه را به کار بگیرید. اما مهر 1363 دکترین نظامی بر مبنای نیازمندی ها
 داشت پله به پله تعریف می شد. چرا وارد موشکی شدیم؟ نیاز جنگ، نیاز به عملیات مقابله به مثل دشمن.
 فرض می کنیم این تحقق پیدا نمی کرد. مطمئن باشید که موشکی هم وارد سپاه و وارد جمهوری اسلامی نمی شد و فرماندهی موشکی هم وجود نداشت. چون در نیازهای نیروهای تکور ما آتش های پشتیبانی در حد توپخانه وجود داشت. بیش از این هم در مأموریت سپاه
 نبود. نکته ی مهم ؛ ما چهار مأموریت کمک مستقیم، تقویت، عمل کلی، تقویت و عمل کلی را رد رده های توپخانه ی سپاه سازماندهی کرده بودیم. از هویتزرهای 122 میل یمتری (تو پ هویتزر)، هویتزرهای 152 میلیمتری، توپ های دوربرد و 130 میلی متری و کاتیوشا و مأموریت سپاه را داشتیم. در بضاعت خودمان پشتیبانی می کردیم. موشک یعنی زدن عمق اهداف دشمن، مأموریت ارتش بود و این مأموریت به دلیل ماهیت انقلابی گری و مسیرهای میان بر و سرعت عملی که سپاه داشت، به سپاه واگذار شد.
 در تصمیمی که در شورای امنیت ملی گرفته شد، مأموریت تجهیز به آقای محسن رفیقدوست داده شد و مرحله ی بکارگیری به فرماندهی توپخانه ی سپاه و من 17 پرسنل توپخانه را همانجا جدا کردم.
 یک تیم 130 نفره را انتخاب کردم، و مأموریت را به من واگذار کردند که این تیم را ببرم و آموز شها را وارد بدنه ی سپاه بکنم. ما معنی و تعریف اولیه ی آموزش ها را نمی دانستیم،
 آمدیم آموزش موشکی را ببینیم. چه نوع موشکی؟ گفتم: اسکاد.
 گفت: فراگ 7 هم؟ گفتیم: " فراگ 7 هم".
 این ها هیچ کدام تعریف شده نبود. گفت گردان ها را، تعریف کردن، شما هم باید گردان فنی یا گردان پرتاب، گردان هواشناسی بشید و تیم ها را هم تقسیم کنیم و دیدیم به اندازه ی هر تخصص هم یک آدم همراهمون نیست. مجبور شدیم هر پرسنل را بگذاریم حداقل دو و
 سه تخصص را آموزش ببینند. فرمانده آ نها گفت: زمان؟
 گفتم: ما عجله داریم، می خواهیم سریع و دوماهه برگردیم. آنها گفتند: ما برای ارتش خودمان که آموزش های کلاسیک را هم دیدند، کمتر از شش ماه کسی قادر نیست این آموزش ها را ببیند. چطور شما، زبون ما را هم نمی فهمید و می خواهید با مترجم که بخشی از وقت را هم مترجم می گیره دو ماهه آموزش ببینید!؟
 گفتم: اصلاً ما تلاش شبانه روزی می کنیم، شما این را به عهده ی ما واگذار بکنید. اگر من احساس کردم که آموزش کفایت نمی کند و پاسخی نگرفتم، از شما درخواست می کنم که آموزش را تدوین کنید.
 به بچه هایمان گفتیم: آقا تلاش شبانه روزی. از صبح، بعد از نماز صبح، در تاریکی کار ما شروع می شد، تا حداقل 10:00 ، 10:30 شب. طوری که بچه ها، عکس هاشون را نگاه کنید چشم ها گود رفته، شکم ها چسبیده به استخوان ها، و این به دلیل این بود که من به این بچه ها، طی این دوره ی آموزشی فشار آورده بودم. درس سنگین بود و ما هم می بایستی مسئولیت های لازم را پس از این که این سیستم را در اختیار ما قرار می دادند، پاسخ می دادیم.
 قبل از رفتنمان آقارحیم به من گفت: شما مسئول موشکی را کی معرفی می کنید؟ چون یک محموله از سلاح اسکاد عن قریب از خارج تحویل می گیریم و آماده باشید که این مجموعه را تحویل بگیرید و آدمی را به من معرفی کن که بتونه این مجموعه را سازماندهی کند، تا شما برگردید.
 من هم یکی از برادران را معرفی کردم. آقارحیم هم ایشان را می شناخت. گفت خیلی خوب، بچه ی خوبی است. گفت اسمش را چه بگذاریم؟ گفتم: آقارحیم هر چی شما بگید. آقارحیم فکر کرد و گفت می گذاریم " حدید ". گفتم آقارحیم باشه. اسمش را گذاشتیم گروه حدید.
 پس مجبور شدیم یک گروهی را هم از توپخانه جدا کنیم، بیاییم در واقع هسته ی اولیه موشکی را تشکیل بدیم تا تیم آموزشی بر گردد جا و مکان را تأمین کند و شرایط به کارگیری موشک را فراهم کند.
 ما ظرف دو ماه و ده روز دوره های لازم را دیدیم و ما اولین گامی که توی این زمینه انجام دادیم ؛ بچه ها را گذاشتیم تدوین، در تهران، آنچه که آموزش دیده بودند. گروه های آموزشی ترکیب کردیم و تدوین کردیم و کتاب ها را هدیه دادیم به آقای محسن رفیقدوست به
 عنوان پدر موشکی جمهوری اسلامی ایران و من رفتم گفتم: آقای رفیقدوست، این کتاب ها تقدیم به شما، به عنوان بنیانگذار اصلی موشکی جمهوری اسلامی.
 توی این زمان اتفاق عجیبی افتاد، این که ما می خواستیم حالا با فرهنگی کار کنیم که اساساً با این فرهنگ کاملاً بیگانه بودیم یعنی سیستم مستشاری روحیه ی انقلابی بچه های سپاه به انضمام عملکرد نامناسب و استکباری و بداخلاقی های تیم اعزامی از یکی از کشورها و روزگاران بسیار سختی بر ما گذشت.
 بچه ها وقتی که مستشاران نبودند و دستگاه را تعطیل می کردند، باز می کردند و می دیدند و باهاش تمرین می کردند. از این کارها غافل نبودیم که مسایل تخصصی یادمان نرود.
 و اما اتفاق عجیبی که این جا اتفاق افتاد این بود که امام(ره) از طریق شورای امنیت ملی ایران به عراق اخطار می دهد که اگر به حملات تان علیه شهرها ادامه بدید ما هم عملیات مقابله به مثل را شروع می کنیم. اصلا تصور عراق نبود و این تهدید ایران کوچک ترین اثری روی شدت عملیاتهای عراق نمی گذاشت تا اینکه امام(ره) دستور دادند غیر از بغداد یک موشک اخطار به سمت عراق شلیک شود که ما پالایشگاه کرکوک را پیشنهاد دادیم. مورد تصویب قرار گرفت. قرار شد که اولین موشک جمهوری اسلامی به پالایشگاه کرکوک به عنوان اخطار به عراق شلیک شود.
 مرحبا و درود بر امام بزرگوار ما، تا اتمام حجت به دشمن نمی کرد، تصمیم نمی گرفت. اقدامات ایران از گلوله ی منور روی بصره شروع شد. تبدیل شده به گلوله های توپخانه که
 تیر اخطار پالایشگاه کرکوک که این صدام جانی را متنبه کنه، دست از این شرار ت هاش برداره.
 اولین موشک از موضع حضرت زینب(س)، شمال اسلام آباد در شب شلیک شد و وحشت پرتاب اولین موشک را در شب ما دیدیم. دیدیم که اساساً با آتش توپخانه اصلاً هیچ قابل مقایسه نیست؛ چیز دیگریست.
 این را هم عراق جدی نگرفت و اعلام کرد تیم های خرابکار ایران با بمب گذاری در پالایشگاه کرکوک بحران آفرینی کردند و القا کرد که یک عملیات خرابکارانه ی نیروهای هوادار ایران در کردستان عراق است که منجر شد به دومین پرتاب موشک و اولین موشک پرتاب شده به قلب بغداد یعنی بانک رافدین و این موشک مورد اصابت قرار گرفت و عملیات های موشک طبق شش مرحله ادامه پیدا کرد و مفهومش این بود که بین 5 تا 11 بار تعداد متنابهی(موشک پرتاب می شد)، این جا دیگر جلوی عملیات جنگ شهرها را می گرفت واقعاً.
 من به شما می گویم که اگر آن تدبیر حکیمانه ی امام(ره) و آن تصمیم استراتژی این بزرگوار نبود، معلوم نبود آن شیمیایی که به خط اول جبهه ی ما می زدند، توی شهرهای ما چه قدر قربانی میلیونی از مردم ما می گرفت و چه فاجع های بود. هیچ کس نیامد اینها را برای مردم بگوید. عراق برنامه ی تهاجم گسترده ی شیمیایی داشت که اولین حمله شمیایی اش را من یادم می آید و اولین گلوله ی شیمیایی عراق در عملیاتی درمنطقه شمال طلاییه در شرق مجنون در نزدیک قرارگاه نصرت اصابت کرد. اولین گلوله در عملیات خیبر، جایی که هلیکوپترهای ایران روی جاده بودند اولین گلوله ی شیمیایی برخورد کرد و بوی اولین
 گلوله ی شیمیایی به مشام من رسید که ما خونده بودیم که چه بویی می دهد. بوی سیر می داد، سیر تازه.
 هیچ وقت یادم نمی رود. من یک دونه از این تویوتاهای کالسکه دستم بود. تا این(گلوله شیمیایی) خورد برگشتم و ماسک شیمیایی دستم بود، گفتم :ای نفس، آقای جلالی ارزشش برای جبهه از تو بیشتره، این را برو بده به این. من رفتم ماسکم و وسایل ایمنی که داشتم را دادم به سردار جلالی عزیز خودمان که آن موقع تیمسار جلالی می گفتیم. هیچ وقت یادم نمی رود ایشان توی آن خاک و توی آن پرواز هلیکوپترها و توی آن شرایط آ نجا بود.
 همان گلوله ی شیمیایی مبنا شده بود با یک توپی که ساخته بودند، توپ 180 کیلومتر دوربرد و با بمب هایی که روی هواپیماهاشون می بندند علیه شهرهای ما استفاده کنند و دیگه حالا صدها و صدها کشته و شهید از ما نگیرند. این تبدیل بشه هزاروهزار شهید شیمیایی.
 همان کاری که در حلبچه عراق کرده بود و برنامهاش این بود. حالا شما فرض بگیرید اگه موشکهای ما نبود و مقابله به مثل صورت نمی گرفت چه اتفاقی می افتاد؟

 


۱۳٩٠/۱٠/۳ توسط حسین عارفی



دهه فجر

دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌کردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به کار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه کرد. در مذهب ما،‌ احساسات،‌ گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید کلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه کند که یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.


۱۳٩٠/۱٠/۱ توسط حسین عارفی



دهه فجر

دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌کردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به کار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه کرد. در مذهب ما،‌ احساسات،‌ گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید کلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه کند که یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.


۱۳٩٠/۱٠/۱ توسط حسین عارفی



 

 

شهید حاج محمد طالبیان از نسل نور و تبار عشق بود که در روز هفتم دیماه 1316 از شهرستان نهاوند طلوع کرد و بر تاریخ تابید. او مصداق اولیاء خدا بود و از بدو تولد نور عشق و ایمان در سیمایش می‌درخشید.با قرآن و مفاهیم دینی و معارف الهی آمیخته بود و در طول دوران حیاتش قدمی از مسیر حق و عدالت جدا نشد و با توجه به مشکلات و عقب ماندگی‌های موجود در دوران پهلوی به تحصیل علم و دانش مبادرت ورزید و با موفقیت کامل به اخذ مدرک لیسانس نائل گردید.در سال 1349 از اصفهان به زادگاهش مراجعت کرده و در دبیرستان کورش تدریس فقه را برعهده گرفت و او در همان ایام با راه اندازی انجمن ضد بهائیت به مقابله با افکار التقاطی پرداخت. بنابر همین فعالیت‌ها و تحرکات بود که ساواک مدت‌های زیادی اورا تحت نظر قرار داد، اما به‌خاطر زیرکی و کیاست شهید طالبیان موفقیت چندانی حاصل نکرد.او در کنار گروه انقلابی ابوذر فعالیت‌های چشم گیری علیه رژیم پوسیده پهلوی انجام داد وقتی پس از اعدام 6 نفر از دوستان نزدیکش در این گروه دست از مبارزات خود برنداشت شهید طالبیان در سال 52 به‌دست عمال رژیم دستگیر و بعد از شش ماه شکنجه به 15سال حبس محکوم گردید.او تا پیروزی انقلاب اسلامی در زندان‌های مخوف طاغوت گرفتار بود و با شمیم امام راحل و سرنگونی شاه آزاد گردید. در دوران حکومت اسلامی از پا ننشست و در جبهه‌های جنگ و مناطق عملیات عاشقانه حضور یافت. او مسئولیت‌های متعددی در آموزش و پرورش و وزارت کشور برعهده گرفت و در آخرین اعزامش جهت مقابله با منافقین کور دل در منطقه عمومی خانقین به آرزوی دیرین خود شهادت در راه خدا نائل گردید


۱۳٩٠/۸/٧ توسط حسین عارفی



امام رضا علیه السلام :
 از امام رضا (ع) از حقیقت توکل سوال شـد.
فرمود: این که جز خدا از کسی نترسی.

۱۳٩٠/٧/۱٧ توسط حسین عارفی